خرید بک لینک
باز آی ساقیا که هواخواه خدمتم
مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم

زآنجا که فیض جام سعادت فروغ تست
بیرون شدی نمای ز ظلمات حیرتم

هرچند غرق بحر گناهم ز صدجهت
تا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم

عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم
کاین بود سرنوشت ز دیوان قستم

می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار
این موهبت رسید ز میراث فطرتم

من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش
در عشق دیدن تو هواخواه غربتم

دریا و کوه در ره من خسته و ضعیف
ای خضر پی خجسته مدد کن به همتم

دورم به صورت از در دولت سرای تو
لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم

حافظ به پیش چشم تو خواهد سپرد جان
در این.خیالم ار بدهد عمر مهلتم

+ نوشته شده در یکشنبه دهم دی ۱۳۹۶ساعت 3:20 توسط خرداد |

برچسب: نویسنده: حسین جعفری تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 4:53

صفحه بندی